خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





اولین قدم های طلایی

    کوچولوی دوست داشتنیه من سلام

        خدا گوید:

                              تو ای زیباتر از خورشید زیبایم،

                               تو ای والا ترین مهمان دنیایم،

                                  بدان آغوش من باز است.

                                          شروع کن،

                                        یک قدم با تو،

                        تمام گامهای مانده اش با من..

    محمد پارسای من

    کنار مبل ایستاده بودی و بازی می کردی من و مامان در فاصله ی ۱.۵ متری نشسته بودیم و نگاهت می کردیم یه لحظه که نگاهت به من افتاد یه خنده ی خیلی خوشگل تقدیمم کردی و بعد ...  یه اتفاق خیلی لذت بخش :                        دو تا دست کوچولو و نازت رو باز کردی و بدون تکیه گاه به طرفم اومدی وقتی خودت رو تو بغلم انداختی انگار تموم دنیا رو تو بغلم داشتم.فقط چند ثانیه بود ولی به اندازه ی هزار سال زیبایی و لذت داشت.امیدوارم که قدم هات هر روز استوار تر و هر قدمی که تو زندگی برمی داری به سمت خوشبختی و سربلندی باشه.

    محمد پارسای من خدا رو شکر پاهات سالمه و میتونی روش راه بری گلم خیلی زود راه افتادی گلم و من و مامان خدا رو شکر میکنیم از ده ماهگی دیگه رو پاهات کاملا راه میرفتی و چقدر هم این راه رفتنت قشنگ و دوست داشتنی بود

     پسر عزيزم

    قدم پشت قدم بردار و به طرفم بيا    

      آغوشم بي صبرانه منتظر توست!

    اين گامهاي طلايي اولين درس زندگي را به تو مي دهد!

    پس, از زمين خوردن نترس و قدم بردار!

    اين روزها رو هيچ گاه فراموش نكن كه بعد از هر بار زمين خوردن دوباره ايستادي و محكم تر و مطمئن تر قدم برداشتی.

    و هر روز قدم هاتو محکم تر برداشتی تا دیگه راه افتادی عزیزم

    کلی ذوق میکنی از راه رفتنت و به همه چا سر میزنی به قول مامان طیبه گاهی تو خونه دنبالت میگرده جاهایی میری که به ذهن ما هم نمیرسه

     

     

    من اسم کارای تو رو شیطونی نمیگذارم ولی همش تحرک داشتی رو سینه که میرفتی که نمیشد یه لحظه ازت غافل بشیم همش این طرف اون طرف باید میگرفتیمت

    و چه خوش لحظه هایی بود لحظه ای که اولین قدمهاتو برمیداشتی

    چقدر من و مامان لذت میبردیم چقدر ذوق کردیم

    چند تا از کارایی که تو این  روزا همش بهش مشغولی برات میگم گلم تا با خوندنش هم خودم و هم تو یه لبخند بزنیم

     

    فقط دوست داری حلقه ها رو بیرون بیاری .چند بار هم سعی کردی که سرجاش بذاری که کمکت کردم.البته گاهی زرنگی می کنی و برعکسش می کنی که همه با هم بیان بیرون

     

     

    دیگه حساااااااااابی ماشین لباسشویی رو کچل کردی .هی روشن و خاموش تازه تنظیماتش رو هم انجام می دی مجبور شدیم که کاور لباسشویی بگیریم که نتونی کلیداشو ببینی و بزنی وگرنه خیلی زود باید فکر یه ماشین لباسشویی میکردیم

     

     

    گاهی اوقات واسه ی بازی کردن یا دیدن تلویزیون می ری روی مبل می شینی

     اما برای پایین اومدن نیاز به کمک داری

    هر چی میز تلویزیون و خود ال ای دی رو دستمال میکشیم چند دقیقه بعد جای دستای نازت باز روش هست نمیدونم چه لذتی داره واست مثلا بالشت گذاشتیم که نیفتی ضربه بخوری با میز تو از بالشت میری بالا میری رو میز و از نزدیکترین جای ممکن فیلم میبینی گاهی هم میخوای آدمای توشو با دستات بگیری

     

     عاشق خراب کردن مکعب هایی که مامان روی هم گذاشته

    قربونت برم خرگوش نازم

     

     

    همیشه به این فکر بودم اگه یه روز تو خونه سوسک پیدا بشه و بابا خونه نباشه چی کار باید بکنم .اما الان خیالم راحته که یه مرد کوچولوی نترس همیشه در کنارم هست

     

    رفته بودیم خرید که  واسه ی پسر گلم هم چندتا اسباب بازی موزیکال و کتاب گرفتیم

     

     

    و... باز کردن در کابینت ها هم به کشوها اضافه می شود

    کاش فقط باز کردن بود .هرچی که توش هست می ریزی بیرون

     

    هر وقت در یخچال باز می شه با سرعت برق و باد خودتو می رسونی و تا صدای یخچال درنیاد و لامپش خاموش نشه دست بردار نیستی

            

     

     

    از کارهایی که هر روز انجام می دی سر زدن به اتاقت و بازی با توپ و به هم ریختن اتاقت و ...

    هروقت که به سمت اتاقت حرکت می کنی همش پشت سرت نگاه می کنی چون می دونی من پشت سرت می یام .از اونجایی که خیلی دوست داری به همه جا سربزنی از جمله دستشویی که سعی می کنی از هرفرصتی استفاده کنی و خودت رو به اونجا برسونی.من هم سعی می کنم چهارچشمی حواسم بهت باشه که تو مسیر رفتن به اتاقت یه دفعه بیراهه نری

    وای اگه ما یه وقت بریم دستشویی و تو پشت در باشی اینقدر گریه میکنی که ما سریع باید بیایم بیرون نمیدونم فکر میکنی کجا رفتیم که اینجوری گریه میکنی هرچیم باهات حرف میزنیم بدتر میشی

    خلاصه که خیلی بلایی گلم

    درد و بلات بخوره تو سر من


    این مطلب تا کنون 20 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : خیلی ,کردی ,میکنی ,بیرون ,گاهی ,دوست ,گریه میکنی ,ماشین لباسشویی ,دوست داری ,زمين خوردن ,محمد پارسای ,
    اولین قدم های طلایی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده